![]() |
![]() |
|
| یه اتاقه کوچولو...ماله منه هاا..خوشال میشم بیای..نترس جاش اندازه دله خودته.کم نمیاد |
![]() به یاد اون روزایی که صبح به صبح روز(هفته یا شایدم ماه ) معلم یه گل میکندیم از تو باغچه و می بردیم مدرسه میدادیم به معلممون و از نگاهه تشکر آمیزش کلی خوشال میشدیم...معلمااا روزتون مبارک... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 اردیبهشت1390ساعت 21:25 توسط ~!!@MiSs.SaRaH@!!~ |
|
![]() تعدادی مرد در رخت کن یک باشگاه گلف هستند
... . موبایل یکی از آنها زنگ می زند,مردی گوشی را بر میدارد و روی اسپیکر می گذارد و شروع به صحبت می کند. همه ساکت میشوند و به گفتگوی او با طرف مقابل گوش می دهند ! ... مرد: بله بفرمایید ... زن: سلام عزیزم!... منم!... باشگاه هستی؟ مرد:سلام بله باشگاه هستم. زن: من الان توی فروشگاهم یک کت چرمی خیلی شیک دیدم فقط هزار دلاره میشه بخرم؟ مرد: آره اگه خیلی خوشت اومده بخر . زن:می دونی از کنار نمایشگاه ماشین هم که رد میشدم دیدم اون مرسدس بنزی که خیلی دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خیلیدلم میخواد یکی از اون ها رو داشته باشم ... مرد:چنده؟ زن:شصت هزار دلار!!! مرد:باشه اما با این قیمتی که دارهباید مطمئن بشی که همه چیزش رو به راهه !!! زن: آخ مرسی یه چیز دیگه هم موندهاون خونه ای که پارسال ازش خوشم میومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره !!! مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه میتونی بخرش ! زن: باشه بعدا می بینمت خیلی دوست دارم . مرد:خداحافظ عزیزم... مرد گوشی را قطع میکند . مرد های دیگر با تعجب و حسرت و مات و مبهوت به او خیره میشوند!!! مرد درحالی که گوشی را روی میز میگذارد می پرسد: ببخشید کسی از شما نمیدونید این گوشی مال کیه؟!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 اردیبهشت1390ساعت 21:17 توسط ~!!@MiSs.SaRaH@!!~ |
|
|
در مراسم تودیع پدر پابلو "کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود" از یکی از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 اسفند1389ساعت 3:2 توسط ~!!@MiSs.SaRaH@!!~ |
|
|
زنی پس از خرید در نزدیكی منزلش توسط موتورسوار و ترك نشینش مورد هجوم قرار می گیرد و كیفش توسط ترك نشین خشن، قاپیده میشود كه یك بند كیف در دست زن باقی می ماند و موتورسواران زن را بر روی زمین میكِشند.كیف از دست سارقان می افتد و در دست زن قربانی غلتیده در خاك، باقی می ماند و در این لحظه زن به سمت خانه اش فرار می كند. ترك نشین موتور، پیاده شده و در گوشه ای زن را گیر انداخته، با اسپری گاز اشك آور...
كیف قاپی گستاخانه و بدون واهمه دو شرور در پایتخت كه فیلم ضبط شده از آن توسط یك دوربین مدار بسته، به تازگی برای آینده ارسال شده، نشان میدهد عدم برخورد جدی با سارقان مسلح ، تا چه میزان بر جرات آنان بر تعرض به ناموس مردم می افزاید و بدین سان درستی تدبیر قاضی القضات كشور برای دفاع از برخی افراد كه چه بسا با عبور هر موتورسوار از كنارشان احساس ناامنی میكنند و لزوم حمایت از این تصمیم قوه قضاییه برای شهروندان بیشتر آشكار شود. علی(ع) در اواخر عمر مباركش در خطبه ای خطاب به مردم چنین فرمود: «شنیدم مردی از آنان (سربازان معاویه) كه سپاهشان به شهر انبار ریخته، بر دو نفر زن كه یكی مسلمان و دیگری اهل ذمه (غیرمسلمان) بوده غارت برده، خلخال و دستبند و گوشواره را از دست و پا و گردن و گوش آن دو كنده و برده است و هر اندازه آن زن مسلمان فریاد كرده و دادرس خواسته است، فریاد و زاری اش دشمن را از او باز نداشته است (و دوستی هم به فریادش نرسیده است). پس دشمنان از انبار با مال فراوان كوچ كردند، در صورتی كه نه جراحتی به یكی از آنان رسید و نه خونی از ایشان ریخته شد. پس اگر مرد مسلمان از این غصه بمیرد، نه تنها مورد سرزنش واقع نمیشود، بلكه نزد من سزاوار است.» بنابراین برای حفظ جامعه و جلوگیری از افزایش سریع چنین جرایمی كه احساس امنیت را نیز نزد مردم كاهش میدهد (چه رسد به خود امنیت)، باید راه را باز كرد تا با برخورد شدید با این افراد، در میان مدت شاهد كاهش آمار چنین وقایعی بود و آن دسته كه قصد به خاك و خون كشیدن مردم برای تصاحب اموالشان را دارند، بدانند چه در انتظارشان است و بدین شكل بازدارندگی مجازات، عامل افت شدید جرایم مسلحانه و سرقت های اینچنینی شود و حداقل در شهرهای بزرگ كشور، وقوع چنین اتفاقاتی در طول روز كاهش یابد. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ این مطلب رو گذاشتم چون برای سحر آبجیمم همین اتفاق افتاده بود..البته شانسی که آورده بودیم اینکه صدمه جدی ندیده بود..فقط کمرش روی آسفالت ساییده شده بود و خراش برداشته بود..شانس آوردیم که سارق مسلح نبود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 دی1389ساعت 1:51 توسط ~!!@MiSs.SaRaH@!!~ |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سارا ام..میشناسینم..شیطونم..مهلبونم..با هیشکسم مشکل ندارم..اگه کسی باهام مشکل داره اون دیگه به خودش مربوطه...خود داندو خدایش..این کوچولو ام برسانیه عمشه..فدا فداش..
|
| پیوندهای روزانه |
|
! _xXx _ ! _! آموزش رياضي چناران !_ _! از زندگي !_ _! aSami Va Manishon !_ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|